پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵

فغان که همسفر غیر شد حبیب و برفت

مرا گذاشت درین مملکت غریب و برفت

چو گفتمش که نصیبم دگر ز لعل تو نیست

گشود لب به تبسم که یا نصیب و برفت

چو گفتمش که دگر فکر من چه خواهد بود

به خنده گفت که فکر رخ حبیب و برفت

چو گفتمش که مرا کی ز ذوق خواهد کشت

نوید آمدنت گفت عنقریب و برفت

رقیب خواست که از پا درآردم او نیز

مرا نشاند به کام دل رقیب و برفت

نشست برتنم از تاب تب عرق چندان

که دست شست ز درمان من طبیب و برفت

ز دست محتشم آن گل کشد دامن وصل

گذاشت خواری هجران به عندلیب و برفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷بردوش آن قدر دل من بار غم گرفت
  2. شمارهٔ ۱۲۸حسن پری جلوه کرد دیو جنونم گرفت
  3. شمارهٔ ۱۲۹بود شهری و مهی آن نیز محمل بست و رفت
  4. شمارهٔ ۱۳۰یارم طریق سرکشی از سر گرفت و رفت
  5. شمارهٔ ۱۳۱شهریار من مرا پابست هجران کرد و رفت
  6. شمارهٔ ۱۳۲با رقیب آمد و این غمکده را در زد و رفت
  7. شمارهٔ ۱۳۳خاست غوغائی و زیبا پسری آمد و رفت
  8. شمارهٔ ۱۳۴چابکسواری آمد و لعبی نمود و رفت
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.