پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۲

با رقیب آمد و این غمکده را در زد و رفت

در نزد، آتش غیرت به دلم در زد و رفت

جست برقی و به جان طمع آتش زد و سوخت

دی که ساغر زده از کلبهٔ من سر زد و رفت

آتشی سر زد و شد شمع طرب خانهٔ دل

مرغ جان آمد و گرد سر او پر زد و رفت

میزد او خود درِ صحبت چو من از بی‌صبری

درِ تکلیف زدم بر در دیگر زد و رفت

خواستم در سرمستی شَومَش دامن‌گیر

ناگهان سر زد و دامن به میان بر زد و رفت

آن که ساغر زده از مجلس غیر آمده بود

وه که در مجلس ما سنگ به ساغر زد و رفت

آشکارا به رخ خاکی من پای نهاد

سکهٔ مهر من غم زده بر زر زد و رفت

ملتفت گرچه به بسمل شدن صید نشد

ناوک افکند و دوید از پی و خنجر زد و رفت

گفتمش مرغ دلم راست به پا رشتهٔ دراز

گرهی بر سر آن زلف معنبر زد و رفت

داغدار تو چنان ساخت که سوزش نرود

زان تعافل که برین سوخته اختر زد و رفت

این بتر بود که نامد دگر آن آفت جان

که ره محتشم بی دل ابتر زد و رفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۴چابکسواری آمد و لعبی نمود و رفت
  2. شمارهٔ ۱۳۵زانطره دل سوی ذقنت رفته رفته رفت
  3. شمارهٔ ۱۳۶بی‌پرده برآئی چو به صحرای قیامت
  4. شمارهٔ ۱۳۷زین نقش‌خانه کی من دیوانه جویمت
  5. شمارهٔ ۱۳۸کدام سرو ز سنبل نهاده بند به پایت
  6. شمارهٔ ۱۳۹به قصد جان من در جلوه آمد قد رعنایت
  7. شمارهٔ ۱۴۰زهی گشوده کمند بلا سلاسل مویت
  8. شمارهٔ ۱۴۱عمرها فکر وصال تو عبث بود عبث
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.