پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۱

عمرها فکر وصال تو عبث بود عبث

عشق‌بازی به خیال تو عبث بود عبث

سالها قطره زدن مور ضعیفی چو مرا

در پی دانهٔ خال تو عبث بود عبث

از تو هرگز چو سرافراز به سنگی نشدیم

میوهٔ جستن ز نهال تو عبث بود عبث

بی‌لبت تشنه چو مردیم شکیبائی ما

در تمنای زلال تو عبث بود عبث

پر برآتش زدن مرغ دل ما ز وفا

بر سر شمع جمال تو عبث بود عبث

به جوابی هم ازو چون نرسیدی ای دل

زان غلط بخش سئوال تو عبث بود عبث

محتشم فکر من اندر طلب او همه عمر

چون خیالات محال تو عبث بود عبث

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۳سالها از پی وصل تو دویدم به عبث
  2. شمارهٔ ۱۴۴زهی طغیان حسنت بر شکیب کار من باعث
  3. شمارهٔ ۱۴۵گلخنیان تو را نیست به بزم احتیاج
  4. شمارهٔ ۱۴۶گر به دردم نرسد آن بت غافل چه علاج
  5. شمارهٔ ۱۴۷اغیار را به صحبت جانان چه احتیاج
  6. شمارهٔ ۱۴۸درختان تا شوند از باد گاهی راست گاهی کج
  7. شمارهٔ ۱۴۹زهی ز تو دل ناوک سزای من مجروح
  8. شمارهٔ ۱۵۰به زبان خرد این نکته صریح است صریح
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.