پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۸

درختان تا شوند از باد گاهی راست گاهی کج

قد خلق از سجودت باد گاهی راست گاهی کج

ز بس حسرت که دارد بر تواضع کردن شیرین

کشد نقش مرا فرهاد گاهی راست گاهی کج

زند پر مرغ روحم چون شود از باد جولانش

اطاقه بر سر شمشاد گاهی راست گاهی کج

نزاکت بین که سروش می‌شود مانند شاخ گل

به نازک جنبشی از باد گاهی راست گاهی کج

بلا زه بر کمان بندد چو در رقص آن سهی بالا

کند رعنا روی بنیاد گاهی راست گاهی کج

کمان بر من کشید و دل‌نواز مدعی هم شد

که تیرش بر نشان افتاد گاهی راست گاهی کج

به فکر قد و زلفش محتشم دیوانه شد امشب

خیالش بس که رو می‌داد گاهی راست گاهی کج

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۰به زبان خرد این نکته صریح است صریح
  2. شمارهٔ ۱۵۱ای لبت زنده کرده نام مسیح
  3. شمارهٔ ۱۵۲دوش گفتند سخنها ز زبان تو صریح
  4. شمارهٔ ۱۵۳غیر مگذار که در بزم تو آید گستاخ
  5. شمارهٔ ۱۵۴زهی به دور تو آئین دلبران منسوخ
  6. شمارهٔ ۱۵۵ای تو مجموعهٔ شوخی و سراپای تو شوخ
  7. شمارهٔ ۱۵۶چو یار تیغ ستیز از نیام کین بدر آرد
  8. شمارهٔ ۱۵۷رفتی جهان پناها اقبال رهبرت باد
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.