پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۱

ای لبت زنده کرده نام مسیح

به روان بخشی کلام فصیح

چهره‌ای داری از شراب صبوح

همچو خورشید نیم‌روز صبیح

هرچه می‌خواهی از جفا میکن

که صبیحی و نیست از تو قبیح

از شکر خوش‌ترست و شیرین‌تر

سخن تلخ از آن لبان ملیح

دیشبت به رکنابه بود مدار

کرده‌ای امشب آن کنابه صریح

از تو مائیم خسته و بیمار

دگران جمله سالمند و صحیح

آن صنم می‌زند خدنگ جفا

محتشم دست و پا چو صید ذبیح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۳غیر مگذار که در بزم تو آید گستاخ
  2. شمارهٔ ۱۵۴زهی به دور تو آئین دلبران منسوخ
  3. شمارهٔ ۱۵۵ای تو مجموعهٔ شوخی و سراپای تو شوخ
  4. شمارهٔ ۱۵۶چو یار تیغ ستیز از نیام کین بدر آرد
  5. شمارهٔ ۱۵۷رفتی جهان پناها اقبال رهبرت باد
  6. شمارهٔ ۱۵۸زندگانی بی غم عشق بتان یکدم مباد
  7. شمارهٔ ۱۵۹شهریارا صاحبا رفتی خدا یار تو باد
  8. شمارهٔ ۱۶۰دل مایل تو شد که سیه رو چو دیده باد
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.