پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۰

به زبان خرد این نکته صریح است صریح

که نظر جز به رخ خوب قبیح است قبیح

مدعای دل عشاق بتان می‌فهمند

به اشارات نهانی ز عبارات صریح

آن که این حسن در اجزای وجود تو نهاد

معنی خاص ادا کرد به الفاظ فصیح

بر دل ریش چه شیرین نمکی می‌پاشید

در حدیث نمکین جنبش آن لعل ملیح

ما هلاکیم و نصیب دگران آب حیات

ما خرابیم و طبیب دگرانست مسیح

این که دل دیده شکست از تو درستست درست

این که بیمار تو گردیده صحیح است صحیح

محتشم کز تو به یک پیک نظر گشته هلاک

چشم حسرت به رخت دوخته چون صید ذبیح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۲دوش گفتند سخنها ز زبان تو صریح
  2. شمارهٔ ۱۵۳غیر مگذار که در بزم تو آید گستاخ
  3. شمارهٔ ۱۵۴زهی به دور تو آئین دلبران منسوخ
  4. شمارهٔ ۱۵۵ای تو مجموعهٔ شوخی و سراپای تو شوخ
  5. شمارهٔ ۱۵۶چو یار تیغ ستیز از نیام کین بدر آرد
  6. شمارهٔ ۱۵۷رفتی جهان پناها اقبال رهبرت باد
  7. شمارهٔ ۱۵۸زندگانی بی غم عشق بتان یکدم مباد
  8. شمارهٔ ۱۵۹شهریارا صاحبا رفتی خدا یار تو باد
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.