پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۴

زهی به دور تو آئین دلبران منسوخ

ز طور تازه تو طور دیگران منسوخ

ز شهرت حسد اهل حسن بر تو شده

حدیث یوسف و رشک برادران منسوخ

دلم نهاد بنای محبت چو توئی

محبت دگران شد بنا بر آن منسوخ

حدیث درد مرا دهر در میان انداخت

که شد حدیث دگر درد پروران منسوخ

لب زمانه به حرف سمنبری جنبید

که ساخت حرف تمام سمن بران منسوخ

خبر نداری از آن چاکری که خواهد کرد

بر تو خدمت صد ساله چاکران منسوخ

هنوز محتشم این نظم تازه شهرت بود

که گشت نظم جمیع سخنوران منسوخ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۶چو یار تیغ ستیز از نیام کین بدر آرد
  2. شمارهٔ ۱۵۷رفتی جهان پناها اقبال رهبرت باد
  3. شمارهٔ ۱۵۸زندگانی بی غم عشق بتان یکدم مباد
  4. شمارهٔ ۱۵۹شهریارا صاحبا رفتی خدا یار تو باد
  5. شمارهٔ ۱۶۰دل مایل تو شد که سیه رو چو دیده باد
  6. شمارهٔ ۱۶۱تا اختیار خود به رقیب آن نگار داد
  7. شمارهٔ ۱۶۲خلل به دولت خان جهانستان مرساد
  8. شمارهٔ ۱۶۳روزگاری رفت و از ما نامدت یک بار یاد
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.