پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۰

دل مایل تو شد که سیه رو چو دیده باد

خون گشته قطره قطره ز مژگان چکیده باد

جان نیز گشت پیرو دل کز ره اجل

خاری به پای بیهوده گردش خلیده باد

تن هم نمی‌کشد ز رهت پا بگفت من

کز سر کشی به دار سیاست کشیده باد

تو قبلهٔ رقیبی و من در سجود تو

کز بار مرگ پشت امیدم خمیده باد

با آن که می‌بری همه دم نام مدعی

نام تو می‌برم که زبانم بریده باد

با آن که غیر دامن وصلت گرفته است

من زنده‌ام که جیب حیاتم دریده باد

گر مرغ روحم محتشم از باغ روی تو

دل برندارد از چمن تن پریده باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۲خلل به دولت خان جهانستان مرساد
  2. شمارهٔ ۱۶۳روزگاری رفت و از ما نامدت یک بار یاد
  3. شمارهٔ ۱۶۴چو تو را به قصد جولان سم بادپا بجنبد
  4. شمارهٔ ۱۶۵نخواهم از جمال عالم آشوبت نقاب افتد
  5. شمارهٔ ۱۶۶دلی دارم که از تنگی درو جز غم نمی‌گنجد
  6. شمارهٔ ۱۶۷دلم از غمش چه گویم که ره نفس ندارد
  7. شمارهٔ ۱۶۸فضای کلبهٔ فقر آن قدر صفا دارد
  8. شمارهٔ ۱۶۹تنی زلال‌وش آن سرو گل قبا دارد
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.