پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۹

تنی زلال‌وش آن سرو گل قبا دارد

که موج از اثر جنبش صبا دارد

شب آمد و سخن از کید مدعی می‌گفت

ازین سخن دگر آیا چه مدعا دارد

رقیب جان برد از هجر و بر خورد ز وصال

من از فراق بمیرم خدا روا دارد

ز حال آن بت بیگانه وش خبر پرسید

که باد می‌وزد و بوی آشنا دارد

رکاب خشم برای که کرده باز گران

تحملت که عنان کرشمه‌ها دارد

فتاده بس که حدیث من و تو در افواه

بهر که می‌نگرم گفتگوی ما دارد

به محتشم تو مزن طعنه گر ندارد هیچ

اگرچه هیچ ندارد نه خود تو را دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۱به پیش اختر حسن تو مهر تاب ندارد
  2. شمارهٔ ۱۷۲کدام صحبت پنهان تو را چنین دارد
  3. شمارهٔ ۱۷۳دیگر که هوای گل خودروی تو دارد
  4. شمارهٔ ۱۷۴طبیب من ز هجر خود مرارنجور می‌دارد
  5. شمارهٔ ۱۷۵مرا خیال تو شبها به خواب نگذارد
  6. شمارهٔ ۱۷۶چند عمرم در شب هجران به ماتم بگذرد
  7. شمارهٔ ۱۷۷بس که روز و شبم از دل سپه غم گذرد
  8. شمارهٔ ۱۷۸شبی که بر دلم آن ماه پاره می‌گذرد
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.