پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۸

شبی که بر دلم آن ماه پاره می‌گذرد

مرا شرارهٔ آه از ستاره می‌گذرد

خراش دل ز سبک دستی کرشمهٔ او

به نیم چشم زدن از شماره می‌گذرد

دلم بر آتش غیرت کباب می‌گردد

چو تیرش از جگرپاره پاره می‌گذرد

ز رخش صبر و شکیبائی آن گزیده سوار

پیاده می‌کندم چون سواره می‌گذرد

مشو به سنگدلیهای خویشتن مغرور

که تیر آه من از سنگ خاره می‌گذرد

تو ای طبیب ازین گرمتر گذر قدری

بر آن مریض که کارش ز چاره می‌گذرد

به صد فسون بتان محتشم ز دین نگذشت

ولی اگر تو کنی یک اشاره می‌گذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۰فلک به من نفسی گرچه سر گرانش کرد
  2. شمارهٔ ۱۸۱چون طلوع آن آفتاب از مطلع اقبال کرد
  3. شمارهٔ ۱۸۲از جیب حسن سرو قدی سر بدر نکرد
  4. شمارهٔ ۱۸۳آن پری بگذشت و سوی ما نگاهی هم نکرد
  5. شمارهٔ ۱۸۴جدائی تو هلاکم ز اشتیاق تو کرد
  6. شمارهٔ ۱۸۵که گمان داشت که روزی تو سفر خواهی کرد
  7. شمارهٔ ۱۸۶دی باد چو بوی تو ز بزم دگر آورد
  8. شمارهٔ ۱۸۷بهتر است از هرچه دهقان در چمن می‌پرورد
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.