پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۴

جدائی تو هلاکم ز اشتیاق تو کرد

تو با من آن چه نکردی غم فراق تو کرد

به مرگ تلخ شود کام ناصحی که چنین

شراب صحبت ما تلخ در مذاق تو کرد

ز عمر بر نخورد آن که قصد خرمن ما

به تیز ساختن آتش نفاق تو کرد

اجل که بی مددی قتل این و آن کردی

چو وقت کار من آمد به اتفاق تو کرد

فغان که هر که به نامحرمی مثل گردید

فلک به رغم منش محرم وثاق تو کرد

شبانه هر که به بزمی فتاد و رفت فرو

صباح سر به در از غرفة رواق تو کرد

ز خود هلاکتری دید و سینه چاکتری

به هر که محتشم اظهار اشتیاق تو کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۶دی باد چو بوی تو ز بزم دگر آورد
  2. شمارهٔ ۱۸۷بهتر است از هرچه دهقان در چمن می‌پرورد
  3. شمارهٔ ۱۸۸اگر لطفت ز پای اشک و آهم شعله برگیرد
  4. شمارهٔ ۱۸۹اجل خواهم مزاج خوی آن بیدادگر گیرد
  5. شمارهٔ ۱۹۰چو ممکن نیست کان مه پاسبان محفلم سازد
  6. شمارهٔ ۱۹۱چراغی آمد و بر آفتاب پهلو زد
  7. شمارهٔ ۱۹۲خوش آن شبی که ز رویش نقاب برخیزد
  8. شمارهٔ ۱۹۳چو عشق کوس سکون از گران عیاری زد
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.