پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۲

خوش آن شبی که ز رویش نقاب برخیزد

گشاده روی سحرگه ز خواب برخیزد

علی‌الصباح نشیند چو مه به مجلس می

شبانه با رخ چون آفتاب برخیزد

ز تاب می گل رویش چنان برافروزد

که سنبل سر زلفش ز تاب برخیزد

بیاد آن مه خرگه نشین چو بارم اشگ

به شکل خوی که از آن صد حباب برخیزد

شبی بود که چو از خواب دیده بگشایم

به دیده‌ام تو نشینی و خواب برخیزد

بهر زمین که خرامی چو آهوی مشگین

ز خاک رایحه مشگ ناب برخیزد

چو محتشم ز دل گرم اگر برآرم آه

ز دود آن همه بوی کباب برخیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۴چو گریم بی تو اشگم از بن مژگان فرو ریزد
  2. شمارهٔ ۱۹۵به وجود پاکت شه من ز بدان گزندی نرسد
  3. شمارهٔ ۱۹۶خنک آن نسیم بشارتی که ز غایب از نظری رسد
  4. شمارهٔ ۱۹۷زخم او یکبارگی امروز بر جان می‌رسد
  5. شمارهٔ ۱۹۸گفتم تو را متاعی بهتر ز ناز باشد
  6. شمارهٔ ۱۹۹ز بس کان جنگجو را احتزاز از صلح من باشد
  7. شمارهٔ ۲۰۰به رهی کان سفری سرو روان خواهد شد
  8. شمارهٔ ۲۰۱بی‌وفا یارا وفا و یاریت معلوم شد
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.