پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۰

به رهی کان سفری سرو روان خواهد شد

هر قدم منزل صد قافله جان خواهد شد

بر زمین رخش قمر نعل چو خواهد راندن

همهٔ گلهای زمین آینه‌دان خواهد شد

هر کجا توسن آهو تک خود خواهد تاخت

باز تا خطه چین مشگ فشان خواهد شد

خیمه از شهر چو بر دشت زند ابر مثال

افتاب از نظر خلق نهان خواهد شد

آن شکر لب به دیاری که گذر خواهد کرد

قند ارزان چو نمک صبر گران خواهد شد

عشق را طبع زلیخاست که آن یوسف عهد

هر کجا جلوه کند باز جوان خواهد شد

همچو تیر از نظر آن سرو چو خواهد رفتن

قامت محتشم از غصه کمان خواهد شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۲هیچ می‌گویی اسیری داشتم حالش چه شد
  2. شمارهٔ ۲۰۳هر خون که از درون ز دل مبتلا چکد
  3. شمارهٔ ۲۰۴دلا گذشت شب هجر و یار از سفر آمد
  4. شمارهٔ ۲۰۵دلا نخل امل بنشان که باز آن سروناز آمد
  5. شمارهٔ ۲۰۶چو تیر غمزه افکندی به جان ناتوان آمد
  6. شمارهٔ ۲۰۷کمان ناز به زه نازنین سوار من آمد
  7. شمارهٔ ۲۰۸دم جان دادن آن بت بر سرم با تیغ کین آمد
  8. شمارهٔ ۲۰۹گه رفتن آن پری‌رو به وداع ما نیامد
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.