پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۵

دلا نخل امل بنشان که باز آن سروناز آمد

تو هم ای خان باز آ که عمر رفته باز آمد

گریزان شد فراق و هجر بی‌خم زد تو هم اکنون

روی افسرده کی کان مایهٔ سوز و گداز آمد

بزن بر بام چرخ ای بخت دیگر نوبت عشقم

که با حسن بلند آوازه باز آن سروناز آمد

دگر غوغای مرغانست در نخجیر گاه او

که آواز پر شهباز و بانک طبل باز آمد

تو نیز ای دل که مالامال رازی مطمئن باشی

که آن جنبش‌نشین بحر بی‌آرام باز آمد

دگر ما و بهای خون خود کردن چو آب ارزان

که با سرمایهٔ ناز آن خریدار نیاز آمد

مخور غم محتشم من بعد کان غمخوار پیدا شد

مزن دیگر دم بیچارگی کان چاره ساز آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۷کمان ناز به زه نازنین سوار من آمد
  2. شمارهٔ ۲۰۸دم جان دادن آن بت بر سرم با تیغ کین آمد
  3. شمارهٔ ۲۰۹گه رفتن آن پری‌رو به وداع ما نیامد
  4. شمارهٔ ۲۱۰زلفش مرا به کوشش خود می‌کشد به بند
  5. شمارهٔ ۲۱۱یار بیدردی غیر و غم ما می‌داند
  6. شمارهٔ ۲۱۲ای گل به کس این خوبی بسیار نمی‌ماند
  7. شمارهٔ ۲۱۳بهترین طاقی که زیر طاق گردون بسته‌اند
  8. شمارهٔ ۲۱۴یک جهان شوخی به یک عالم حیا آمیختند
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.