پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۳

هر خون که از درون ز دل مبتلا چکد

جوشد ز سوز سینه و از چشم ما چکد

گردد چو آه صاعقه‌انگیز ما بلند

زان ابر فتنه تفرقه باد بلا چکد

از شیشهای چرخ به دور تو بی‌وفا

در جام عاشقان همه زهر جفا چکد

آتش ز گل گلاب چکد این چه نازکیست

کز گرمی نگه ز تو آب حیا چکد

من با تو گرم عشق و دل خونچکان کباب

تا بی تو زین کباب چه خونابه‌ها چکد

باشد به قتل خلق اشارت چو زهر قهر

از گوشه‌های ابروی آن بی‌وفا چکد

اعجاز حسن بین که مسیحا دم مرا

از لعل آتشین همه آب بقا چکد

در عرض درد ریختن آبرو خطاست

گیرم ز ابردست طبیبان دوا چکد

مگشای لب به عرض تمنا چو محتشم

آب حیات اگر ز کف اغنیا چکد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۵دلا نخل امل بنشان که باز آن سروناز آمد
  2. شمارهٔ ۲۰۶چو تیر غمزه افکندی به جان ناتوان آمد
  3. شمارهٔ ۲۰۷کمان ناز به زه نازنین سوار من آمد
  4. شمارهٔ ۲۰۸دم جان دادن آن بت بر سرم با تیغ کین آمد
  5. شمارهٔ ۲۰۹گه رفتن آن پری‌رو به وداع ما نیامد
  6. شمارهٔ ۲۱۰زلفش مرا به کوشش خود می‌کشد به بند
  7. شمارهٔ ۲۱۱یار بیدردی غیر و غم ما می‌داند
  8. شمارهٔ ۲۱۲ای گل به کس این خوبی بسیار نمی‌ماند
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.