پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۷

بهتر است از هرچه دهقان در چمن می‌پرورد

آن چه آن نازک بدن در پیرهن می‌پرورد

زان دو زلف و عارضم پیوسته در حیرت کنون

بیضهٔ خورشید را زاغ و زغن می‌پرورد

نافه دارد بوئی از زلفت که بهر احترام

ایزدش در ناف آهوی ختن می‌پرورد

هست شیرین را درین خمخانه از حسرت دریغ

بادهٔ تلخی که بهر کوه کن می‌پرورد

بهره‌ای از دامنم خار است از آن گل پیرهن

گرد خرمن بین که اندر گل سمن میپرورد

می‌دهد از اشگ سرخم آب تیغ خویش را

تشنهٔ خون مرا از خون من می‌پرورد

عشق در هر آب و گل حالی دگر دارد از آن

محتشم جان می‌گدازد غیر تن می‌پرورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۹اجل خواهم مزاج خوی آن بیدادگر گیرد
  2. شمارهٔ ۱۹۰چو ممکن نیست کان مه پاسبان محفلم سازد
  3. شمارهٔ ۱۹۱چراغی آمد و بر آفتاب پهلو زد
  4. شمارهٔ ۱۹۲خوش آن شبی که ز رویش نقاب برخیزد
  5. شمارهٔ ۱۹۳چو عشق کوس سکون از گران عیاری زد
  6. شمارهٔ ۱۹۴چو گریم بی تو اشگم از بن مژگان فرو ریزد
  7. شمارهٔ ۱۹۵به وجود پاکت شه من ز بدان گزندی نرسد
  8. شمارهٔ ۱۹۶خنک آن نسیم بشارتی که ز غایب از نظری رسد
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.