پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۰

سبک جولان سمندی کان پری در زیر ران دارد

به رو بسیار می‌لرزم که باری بس گران دارد

من سر گشتهٔ بی دست و پا گرچه عنانش را

به میلش می‌کشم از یک طرف نازش عنان دارد

خدنگی کز شکاری کرده دشت عشق را خالی

هنوز از ناز ترک غمزهٔ او در کمان دارد

ندارد جز هوای برّ مجنون محمل لیلی

زمام ناقه محمل کش اما ساربان دارد

چه بودی گر نبودی پای‌بست تربیت چندین

سبک پرواز شاهینی که قصد مرغ جان دارد

تو هستی یوسف اما نیست یعقوب تو معصومی

که از آسیب گرگت زاری او در امان دارد

به کذبت تا نگردد جامهٔ معصومی آلوده

حذر کن خاصه از گرگی که سیمای شبان دارد

ز جام حسن حالا سر خوشی اما نمی‌دانی

که این رطل گران در پی خمار بی‌کران دارد

از آن آتش زبان دیگر چه داری محتشم در دل

مگر تا عاشق از وی سر دل اندر زبان دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۲کدام صحبت پنهان تو را چنین دارد
  2. شمارهٔ ۱۷۳دیگر که هوای گل خودروی تو دارد
  3. شمارهٔ ۱۷۴طبیب من ز هجر خود مرارنجور می‌دارد
  4. شمارهٔ ۱۷۵مرا خیال تو شبها به خواب نگذارد
  5. شمارهٔ ۱۷۶چند عمرم در شب هجران به ماتم بگذرد
  6. شمارهٔ ۱۷۷بس که روز و شبم از دل سپه غم گذرد
  7. شمارهٔ ۱۷۸شبی که بر دلم آن ماه پاره می‌گذرد
  8. شمارهٔ ۱۷۹روز محشر که خدا پرسش ما خواهد کرد
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.