پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۷

رفتی جهان پناها اقبال رهبرت باد

ظل همای دولت گسترده بر سرت باد

دولت که یاریت کرد پیوسته باد یارت

ایزد که داورت ساخت همواره یاورت باد

ای پر گشاده شهباز هرجا کنی نشیمن

چون بیضهٔ چرخ نه تو در زیر شهپرت باد

نسبت به شانت از من ناید اگر دعائی

گویم همین که عالم یک سر مسخرت باد

هر جوشنی که شبها من از دعا بسازم

روزی که فتنه بارد چون جامه در برت باد

خورشید با کواکب تا گرد دهر گردد

جبریل با ملایک در پاس لشگرت باد

هر جا زنی سرادق با هم دمان صادق

خورشید شمع مجلس جمشید چاکرت باد

تا موکب جلالت در ملک خویش گنجه

افزوده بر ممالک صد ملک دیگرت باد

تا نطق محتشم را ممکن بود تکلیم

هم داعی فدائی هم مدح گسترت باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۹شهریارا صاحبا رفتی خدا یار تو باد
  2. شمارهٔ ۱۶۰دل مایل تو شد که سیه رو چو دیده باد
  3. شمارهٔ ۱۶۱تا اختیار خود به رقیب آن نگار داد
  4. شمارهٔ ۱۶۲خلل به دولت خان جهانستان مرساد
  5. شمارهٔ ۱۶۳روزگاری رفت و از ما نامدت یک بار یاد
  6. شمارهٔ ۱۶۴چو تو را به قصد جولان سم بادپا بجنبد
  7. شمارهٔ ۱۶۵نخواهم از جمال عالم آشوبت نقاب افتد
  8. شمارهٔ ۱۶۶دلی دارم که از تنگی درو جز غم نمی‌گنجد
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.