پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۲

دوش گفتند سخنها ز زبان تو صریح

لله‌الحمد که شد کین نهان تو صریح

بود عاشق کشی اندر همه عهدی پنهان

آخر این رسم نهان شد به زمان تو صریح

خوش برانداخته‌ای پرده که در خواهش می

هست در گوش من امشب سخنان تو صریح

دوش در مستی از آن رقعه‌نویسی هر حرف

که دلت داشت نهان کرد بیان تو صریح

آن که می‌داشت عبور تو به مسجد پنهان

دوش می‌داد به میخانه نشان تو صریح

با تو هم دشمنی غیر عیان شد امروز

بس که سوگند غلط خورد به جان تو صریح

به کنایت سخن از جرم کسی گفتی و گشت

کینهٔ محتشم از حسن بیان تو صریح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۴زهی به دور تو آئین دلبران منسوخ
  2. شمارهٔ ۱۵۵ای تو مجموعهٔ شوخی و سراپای تو شوخ
  3. شمارهٔ ۱۵۶چو یار تیغ ستیز از نیام کین بدر آرد
  4. شمارهٔ ۱۵۷رفتی جهان پناها اقبال رهبرت باد
  5. شمارهٔ ۱۵۸زندگانی بی غم عشق بتان یکدم مباد
  6. شمارهٔ ۱۵۹شهریارا صاحبا رفتی خدا یار تو باد
  7. شمارهٔ ۱۶۰دل مایل تو شد که سیه رو چو دیده باد
  8. شمارهٔ ۱۶۱تا اختیار خود به رقیب آن نگار داد
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.