پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۶

بی‌پرده برآئی چو به صحرای قیامت

خلد از هوس آید به تماشای قیامت

هنگامه بگردد چو خورد غلغلهٔ تو

بر معرکه معرکه آرای قیامت

در حشر گر آید نم رحمت ز کف تو

روید همه شمشیر ز صحرای قیامت

در قتل من امروز مبر خوف مکافات

کاین داوری افتاد به فردای قیامت

بنشین و مجنبان لب عشاق که کم نیست

غوغای قیام تو ز غوغای قیامت

پروردهٔ تفتندهٔ بیابان تمنا

جنت شمرد دوزخ فردای قیامت

فرداست دوان محتشم از دست تو در حشر

با صد تن عریان همه رسوای قیامت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸کدام سرو ز سنبل نهاده بند به پایت
  2. شمارهٔ ۱۳۹به قصد جان من در جلوه آمد قد رعنایت
  3. شمارهٔ ۱۴۰زهی گشوده کمند بلا سلاسل مویت
  4. شمارهٔ ۱۴۱عمرها فکر وصال تو عبث بود عبث
  5. شمارهٔ ۱۴۲دادم از دست برون دامن دلبر به عبث
  6. شمارهٔ ۱۴۳سالها از پی وصل تو دویدم به عبث
  7. شمارهٔ ۱۴۴زهی طغیان حسنت بر شکیب کار من باعث
  8. شمارهٔ ۱۴۵گلخنیان تو را نیست به بزم احتیاج
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.