پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۵

زانطره دل سوی ذقنت رفته رفته رفت

در چه ز عنبرین رسنت رفته رفته رفت

پیشت چو شمع اشگ بتان قطره قطره ریخت

صد آبرو در انجمنت رفته رفته رفت

من بودم و دلی و هزاران شکستگی

آن هم به زلف پرشکنت رفته رفته رفت

گفتی که رفته رفته چو عمر آیمت به سر

عمرم ز دیر آمدنت رفته رفته رفت

رفتی به مصر حسن و نرفتی ازین غرور

آن جا که بوی پیرهنت رفته رفته رفت

جان را دگر به راه عدم ده نشان که دل

در فکر نقطهٔ دهنت رفته رفته رفت

ای محتشم فغان که نیامد به گوش یار

آوازه‌ای که از سخنت رفته رفته رفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۷زین نقش‌خانه کی من دیوانه جویمت
  2. شمارهٔ ۱۳۸کدام سرو ز سنبل نهاده بند به پایت
  3. شمارهٔ ۱۳۹به قصد جان من در جلوه آمد قد رعنایت
  4. شمارهٔ ۱۴۰زهی گشوده کمند بلا سلاسل مویت
  5. شمارهٔ ۱۴۱عمرها فکر وصال تو عبث بود عبث
  6. شمارهٔ ۱۴۲دادم از دست برون دامن دلبر به عبث
  7. شمارهٔ ۱۴۳سالها از پی وصل تو دویدم به عبث
  8. شمارهٔ ۱۴۴زهی طغیان حسنت بر شکیب کار من باعث
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.