پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۰

یارم طریق سرکشی از سر گرفت و رفت

یکباره دل ز بی دل خود بر گرفت و رفت

رو دروبال کرد مرا اختر مراد

کان مه پی رقیب بد اختر گرفت و رفت

غلتان به خاک بر سر راهش مرا چو دید

دامن کشان ز من ره دیگر گرفت و رفت

گفتم عنان بگیر دلم را که می‌رود

آن بی‌وفا عنان تکاور گرفت و رفت

یک نکته گفتمش که ز من بشنو و برو

صد نکته بیش بر من ابتر گرفت و رفت

دل هم که خوی با ستم عشق کرده بود

دنبال آن نگار ستمگر گرفت و رفت

ای محتشم بسوز فراق این زمان بساز

کان افتاب سایه ز ما برگرفت و رفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۲با رقیب آمد و این غمکده را در زد و رفت
  2. شمارهٔ ۱۳۳خاست غوغائی و زیبا پسری آمد و رفت
  3. شمارهٔ ۱۳۴چابکسواری آمد و لعبی نمود و رفت
  4. شمارهٔ ۱۳۵زانطره دل سوی ذقنت رفته رفته رفت
  5. شمارهٔ ۱۳۶بی‌پرده برآئی چو به صحرای قیامت
  6. شمارهٔ ۱۳۷زین نقش‌خانه کی من دیوانه جویمت
  7. شمارهٔ ۱۳۸کدام سرو ز سنبل نهاده بند به پایت
  8. شمارهٔ ۱۳۹به قصد جان من در جلوه آمد قد رعنایت
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.