پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹

تیر او تا به سراپردهٔ دل ماوا داشت

خیمهٔ صبر من دل شده را برپا داشت

تا به چنگ غمش افتاد گریبان دلم

عاقبت دست ز دامان من شیدا داشت

عقل دیوانه شدی گر بنمودی لیلی

به همان شکل که در دیدهٔ مجنون جا داشت

بس که در سرکشی آن مه به من استغنا کرد

غیرت عشق مرا نیز به استغنا داشت

دی به مجلس لبش از ناز نجنبید ولی

نرگسش با من حیران همه دم غوغا داشت

از کمانخانهٔ ابرو به تکلف امروز

تیر بر هرکه زد از غمزه نظر بر ما داشت

با خیالش دل من دوش شکایتها کرد

ورنه با آن دو لب امروز شکایتها داشت

مدعی خواست که گوید بد من کس نشنید

شد نفس‌گیر ز غم خوش نفس گیرا داشت

محتشم بس که در آن کوی به پهلو گردید

دوش چون قرعه هزار آبله بر اعضا داشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱آن شاه ملک دل ستم از من دریغ داشت
  2. شمارهٔ ۱۲۲بس که مجنون الفتی با مردم دنیا نداشت
  3. شمارهٔ ۱۲۳خاطری جمع ز شبه آن که تو میدانی داشت
  4. شمارهٔ ۱۲۴بعد چندین انتظار آن مه به خاک ما گذشت
  5. شمارهٔ ۱۲۵فغان که همسفر غیر شد حبیب و برفت
  6. شمارهٔ ۱۲۶ناله چندان ز دلم راه فلک دوش گرفت
  7. شمارهٔ ۱۲۷بردوش آن قدر دل من بار غم گرفت
  8. شمارهٔ ۱۲۸حسن پری جلوه کرد دیو جنونم گرفت
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.