پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰

گرچه بر رویم در لطف از توجه بازداشت

تا توانست از درم بیرون به حکم نازداشت

جراتم با آن که بی‌دهشت به صحبت می‌دواند

دور باش مجلس خاصم بر آن در بازداشت

بزم شد فانوس و جانان شمع و دل پروانه‌ای

کز برون خد را بگرد شمع در پرواز داشت

دل که در بزمش به حیلت دخل نتوانست کرد

گریه بر خواننده عقل حیل پرداز داشت

شد نصیب من که صید لاغرم اما ز دور

در کمان هر تیر کان ترک شکارانداز داشت

بر رخم محرومی صحبت در امید بست

خاصه آن صحبت که وی با محرمان راز داشت

محتشم کز قرب روز افزون تمام امید بود

کی خبر زین عشق هجر انجام وصل آغاز داشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲بس که مجنون الفتی با مردم دنیا نداشت
  2. شمارهٔ ۱۲۳خاطری جمع ز شبه آن که تو میدانی داشت
  3. شمارهٔ ۱۲۴بعد چندین انتظار آن مه به خاک ما گذشت
  4. شمارهٔ ۱۲۵فغان که همسفر غیر شد حبیب و برفت
  5. شمارهٔ ۱۲۶ناله چندان ز دلم راه فلک دوش گرفت
  6. شمارهٔ ۱۲۷بردوش آن قدر دل من بار غم گرفت
  7. شمارهٔ ۱۲۸حسن پری جلوه کرد دیو جنونم گرفت
  8. شمارهٔ ۱۲۹بود شهری و مهی آن نیز محمل بست و رفت
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.