پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۱

آن شاه ملک دل ستم از من دریغ داشت

دریای لطف بود و نم از من دریغ داشت

صدنامهٔ بی‌دریغ رقم زد به نام غیر

وز کلک خویش یک رقم از من دریغ داشت

اغیار را به عشوهٔ شیرین هلاک کرد

وز کینهٔ زهر چشم هم از من دریغ داشت

صد بار سرخ شد دم تیغش به خون غیر

این لطفهای دم به دم از من دریغ داشت

با مدعی که لایق بیداد هم نبود

صد لطف کرد و یک ستم از من دریغ داشت

من جان فشاندم از طمع بوسه‌ای بر او

او توشه ره عدم از من دریغ داشت

کردم گدائی نگهی محتشم ازو

آن پادشاه محتشم از من دریغ داشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳خاطری جمع ز شبه آن که تو میدانی داشت
  2. شمارهٔ ۱۲۴بعد چندین انتظار آن مه به خاک ما گذشت
  3. شمارهٔ ۱۲۵فغان که همسفر غیر شد حبیب و برفت
  4. شمارهٔ ۱۲۶ناله چندان ز دلم راه فلک دوش گرفت
  5. شمارهٔ ۱۲۷بردوش آن قدر دل من بار غم گرفت
  6. شمارهٔ ۱۲۸حسن پری جلوه کرد دیو جنونم گرفت
  7. شمارهٔ ۱۲۹بود شهری و مهی آن نیز محمل بست و رفت
  8. شمارهٔ ۱۳۰یارم طریق سرکشی از سر گرفت و رفت
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.