پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۵

چون تو سروی در جهان ای نازنین اندام نیست

صد هزاران سرو هست اما بدین اندام نیست

حله جفت نباشد لایق اندام تو

زان که در پیراهن حور این چنین اندام نیست

گر قبا ترکانه پوشیدن چنین است ای پسر

در قبا پوشیدن ترکان چنین اندام نیست

گرچه هست از نازک اندامان زمین رشک فلک

به ز اندام تو در روی زمین اندام نیست

در گلستانی که آن سرو میان باریک هست

سرو را در دیده باریک بین اندام نیست

قد اگر این است و اندام این و رعنائی تو راست

راستی در قد سرو راستین اندام نیست

محتشم نخلی کزو گلزار جانم تازه است

غیر ازین شیرین عذار یاسمین اندام نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷درین کز دل بدی با من شکی نیست
  2. شمارهٔ ۱۱۸آینهٔ جان به جز آن روی نیست
  3. شمارهٔ ۱۱۹تیر او تا به سراپردهٔ دل ماوا داشت
  4. شمارهٔ ۱۲۰گرچه بر رویم در لطف از توجه بازداشت
  5. شمارهٔ ۱۲۱آن شاه ملک دل ستم از من دریغ داشت
  6. شمارهٔ ۱۲۲بس که مجنون الفتی با مردم دنیا نداشت
  7. شمارهٔ ۱۲۳خاطری جمع ز شبه آن که تو میدانی داشت
  8. شمارهٔ ۱۲۴بعد چندین انتظار آن مه به خاک ما گذشت
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.