پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱

ای پری غم نیست گر مثل منت دیوانه ایست

هر گلی را بلبلی هر شمع را پروانه ایست

مرغ دل گرد لب و خال می‌گردد بلی

هر کجا مرغیست سرگردان آب و دانه ایست

جان فدای گوشهٔ آن چشم مخمورانه باد

کز قفای هر نگاهش ناز محبوبانه ایست

باده‌ای کاین هفت خم در خود نیابد ظرف آن

پیش دست ساقی ما در ته پیمانه ایست

درد و غم یک سر به ما پیما که از محنت کشان

شیرخوار مرد خالی کردن خمخانه ایست

خردسالی را گرفتارم که در آداب حسن

یوسف مصری بر او طفل مکتب خانه ایست

دل که می‌جوید ره بیرون شد از چشم خراب

مضطرب دیوانه سرگشته در ویرانه ایست

داستان محتشم بشنو دم از مجنون مزن

کاین حدیث تازه است و آن کهن افسانه ایست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳ای در درون جان ز دل من کرانه چیست؟
  2. شمارهٔ ۱۰۴مطرب بگو که این تری و این ترانه چیست
  3. شمارهٔ ۱۰۵گر بدانی که گرفتار کمندت دل کیست
  4. شمارهٔ ۱۰۶رفته مهر از شکرت در شکرستان تو کیست
  5. شمارهٔ ۱۰۷شب یلدای غمم را سحری پیدا نیست
  6. شمارهٔ ۱۰۸هرکس نکرد ترک سر از اهل درد نیست
  7. شمارهٔ ۱۰۹گرچه قرب درگهت حد من مهجور نیست
  8. شمارهٔ ۱۱۰بی‌تصرف حسن را در هیچ دل تاثیر نیست
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.