پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷

امشب ای شمع طرب دوست که همخانهٔ توست

هجر بال و پرما بسته که پروانهٔ توست

من گل‌افشان کاشانه خویشم بسرشک

که بخار مژهٔ جاروب کش خانهٔ توست

من خود از عشق تو مجنون کهن سلسله‌ام

که ز نو شهر بهم برزده دیوانهٔ توست

دل ویران من ای گنج طرب رفته به باد

دل آباد که ویران شده ویرانهٔ توست

من ز بزمت شده از بادیه پیمایانم

باده پیما که در آن بزم به پیمانهٔ توست

مکن ز افسانه غم رفته به خواب اجلم

تا ز سر خواب که بیرون کن افسانهٔ توست

محتشم حیف که شد مونس غیر آن دل‌دار

که انیس دل و جان من و جانانهٔ توست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹دلت امروز به جا نیست دگر چیزی هست
  2. شمارهٔ ۱۰۰در ظل همائی که بر او میل جهانی است
  3. شمارهٔ ۱۰۱ای پری غم نیست گر مثل منت دیوانه ایست
  4. شمارهٔ ۱۰۲درهم است آن بت طناز نمی‌دانم چیست
  5. شمارهٔ ۱۰۳ای در درون جان ز دل من کرانه چیست؟
  6. شمارهٔ ۱۰۴مطرب بگو که این تری و این ترانه چیست
  7. شمارهٔ ۱۰۵گر بدانی که گرفتار کمندت دل کیست
  8. شمارهٔ ۱۰۶رفته مهر از شکرت در شکرستان تو کیست
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.