پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶

مدعی که آتش اعراض فروزندهٔ توست

مدعای دل او سوختن بندهٔ توست

گر کنی پرسش و بی جرم بود چون باشد

تهمت آلود گنه کاین همه شرمندهٔ توست

آن که افکنده به همت دو جهان را ز نظر

این گمان می‌کندش کز نظر افکندهٔ توست

کم مبادا که طراوت ده باغ طربست

گریهٔ بنده که آب چمن خندهٔ توست

محتشم کز چمن وصل تواش رانده فلک

بندهٔ ریشهٔ امید ز دل کندهٔ توست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸گرچه بیش از حد امکان التفات یار هست
  2. شمارهٔ ۹۹دلت امروز به جا نیست دگر چیزی هست
  3. شمارهٔ ۱۰۰در ظل همائی که بر او میل جهانی است
  4. شمارهٔ ۱۰۱ای پری غم نیست گر مثل منت دیوانه ایست
  5. شمارهٔ ۱۰۲درهم است آن بت طناز نمی‌دانم چیست
  6. شمارهٔ ۱۰۳ای در درون جان ز دل من کرانه چیست؟
  7. شمارهٔ ۱۰۴مطرب بگو که این تری و این ترانه چیست
  8. شمارهٔ ۱۰۵گر بدانی که گرفتار کمندت دل کیست
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.