پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۵

مهر که سرگرم مه روی توست

مشعله گردان سر کوی توست

مه که بود صیقلیش آفتاب

آینه‌دار رخ نیکوی توست

سرو جوان با همه آزادگی

پیر غلام قد دل جوی توست

غنچه که گوئی دهنش گشته گوش

نکته کش از لعل سخنگوی توست

مشگ ختن کامده خاکش عبیر

خاک ره جعد سمن بوی توست

آهوی شیرافکن چشم بتان

تیر نظر خوردهٔ آهوی توست

مرغ دل محتشم خسته را

خانه کمانخانهٔ ابروی توست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷امشب ای شمع طرب دوست که همخانهٔ توست
  2. شمارهٔ ۹۸گرچه بیش از حد امکان التفات یار هست
  3. شمارهٔ ۹۹دلت امروز به جا نیست دگر چیزی هست
  4. شمارهٔ ۱۰۰در ظل همائی که بر او میل جهانی است
  5. شمارهٔ ۱۰۱ای پری غم نیست گر مثل منت دیوانه ایست
  6. شمارهٔ ۱۰۲درهم است آن بت طناز نمی‌دانم چیست
  7. شمارهٔ ۱۰۳ای در درون جان ز دل من کرانه چیست؟
  8. شمارهٔ ۱۰۴مطرب بگو که این تری و این ترانه چیست
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.