پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸

گرچه بیش از حد امکان التفات یار هست

رشک هم چندان که ممکن نیست با اغیار هست

زخم نوک خار رابا خود ده‌ای بلبل قرار

کاندرین بستان گل بی‌خار را هم خار هست

اضطرابم دار معذور ای پری کانجا که تو

در ظهوری جنبش اندر صورت دیوار هست

صبرم آن مقدار میفرما که می‌خواهد دلت

گر زمان حسن میدانی که آن مقدار هست

چند بر ما عرض عشق عاشقان خود کنی

عشق اگر کم نیست ای گل حسن هم بسیار هست

گوش اهل عشق از نظم غزل بی‌بهره نیست

تا زبان محتشم را قوت گفتار هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰در ظل همائی که بر او میل جهانی است
  2. شمارهٔ ۱۰۱ای پری غم نیست گر مثل منت دیوانه ایست
  3. شمارهٔ ۱۰۲درهم است آن بت طناز نمی‌دانم چیست
  4. شمارهٔ ۱۰۳ای در درون جان ز دل من کرانه چیست؟
  5. شمارهٔ ۱۰۴مطرب بگو که این تری و این ترانه چیست
  6. شمارهٔ ۱۰۵گر بدانی که گرفتار کمندت دل کیست
  7. شمارهٔ ۱۰۶رفته مهر از شکرت در شکرستان تو کیست
  8. شمارهٔ ۱۰۷شب یلدای غمم را سحری پیدا نیست
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.