پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۳

گل چهره‌ای که مرغ دلم صید دام اوست

زلفش بنفشه‌ایست که سنبل غلام اوست

همسایه‌ام شده مه نو آن که ماه نو

فرسوده خشتی از لب دیوار و بام اوست

صیت سبک عیاری من در جهان فکند

سنگین دلی که سکهٔ تمکین به نام اوست

در مرده جنبش آید اگر خیزد از زمین

آن فتنه زمان که قیامت قیام اوست

هرچند نیست کار دل من به کام من

من خوش دلم به اینکه دل من به کام اوست

برتافته است مدعیم دست اختیار

از بس که بازویش قوی از اهتمام اوست

محروم نیست از شکرستان او کسی

جز محتشم که طوطی شیرین کلام اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵مهر که سرگرم مه روی توست
  2. شمارهٔ ۹۶مدعی که آتش اعراض فروزندهٔ توست
  3. شمارهٔ ۹۷امشب ای شمع طرب دوست که همخانهٔ توست
  4. شمارهٔ ۹۸گرچه بیش از حد امکان التفات یار هست
  5. شمارهٔ ۹۹دلت امروز به جا نیست دگر چیزی هست
  6. شمارهٔ ۱۰۰در ظل همائی که بر او میل جهانی است
  7. شمارهٔ ۱۰۱ای پری غم نیست گر مثل منت دیوانه ایست
  8. شمارهٔ ۱۰۲درهم است آن بت طناز نمی‌دانم چیست
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.