پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴

از اشگ گرم چشم ترم کان آتش است

وین موجهای خون گل طوفان آتش است

آهم شرر فشان شده یاران حذر کنید

کاین آه در تراوش باران آتش است

اشگی که می‌رسد ز درونم به چشم تر

سیلی است کش گذر به بیابان آتش است

آه بلند شعلهٔ من گرد کوی او

شب تا به روز مشعله گردان آتش است

چشم کرشمه ساز تو را از نگاه گرم

پیوند تیر غمزه به پیکان آتش است

از آه من مپوش رخ آتشین که باد

هرچند جان گزاست ولی جان آتش است

دود درون محتشم از بس صفای دل

مانا به شعله‌های درخشان آتش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶نقد غمت که حاصل دنیا و دین ماست
  2. شمارهٔ ۷۷بر درت کانجا سیاست مانع از داد من است
  3. شمارهٔ ۷۸روی تو که اختر زمین است
  4. شمارهٔ ۷۹پای یکی به علت ادبار نارواست
  5. شمارهٔ ۸۰غمزه کز قوت حسنت دو کمان ساخته است
  6. شمارهٔ ۸۱آن که بزم غیر را روشن چو گلشن کرده است
  7. شمارهٔ ۸۲حرف عشقت مگر امشب ز یکی سرزده است
  8. شمارهٔ ۸۳از عاشقان حوالی آن خانه پر شده است
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.