پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰

غمزه کز قوت حسنت دو کمان ساخته است

پیش تیرت دو دل امروز نشان ساخته است

در حضور تو و رسوای دگر غمزه مرا

از اشارات دو ابرو دو زبان ساخته است

هر نگاهت ز ره شعبده یک پیک نظر

به دو اقلیم دل از سحر روان ساخته است

جنبش گوشه ابروی تو در پهلوی غیر

پردلی را هدف تیر و کمان ساخته است

در مزاج تو اثر کرده هوائی و مرا

سرعت نبض گمانی که از آن ساخته است

نظر غیر که پاس نگهم می‌دارد

چهرهٔ راز مرا از تو نهان ساخته است

می‌توان ساختن از دیدهٔ غماز نهان

نیم نازی که اسیر تو بدان ساخته است

غیر اگر جرعه‌ای از پند ندادست تو را

سرت از صحبت یاران که گران ساخته است

غم عشق تو که خو کرده به جانهای عزیز

سخت با محتشم سوخته جان ساخته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲حرف عشقت مگر امشب ز یکی سرزده است
  2. شمارهٔ ۸۳از عاشقان حوالی آن خانه پر شده است
  3. شمارهٔ ۸۴امشب دگر حریف شرابت که بوده است
  4. شمارهٔ ۸۵کمر به کین تو ای دل چو یار جانی بست
  5. شمارهٔ ۸۶چو ناز او به میان تیغ دلستانی بست
  6. شمارهٔ ۸۷گفتمش تیر تو خواهد به دل زار نشست
  7. شمارهٔ ۸۸منتظری عمرها گر بگذاری نشست
  8. شمارهٔ ۸۹آن چه هر شب بگذرد از چرخ فریاد منست
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.