پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴

امشب دگر حریف شرابت که بوده است

تا روز پرده‌سوز حجابت که بوده است

آن دم که دور گشته و ساقی تو بوده‌ای

پیشت که گشته مست و خرابت که بوده است

جنبیده چون لب تو به مستانه حرفها

لذت چش سئوال و جوابت که بوده است

دوری که اقتضای غضب کرده طبع می

شیدای سر خوشانه عتابت که بوده است

دوری دگر که کرده شلاین زبان تو را

مدهوش پاس بستر خوابت که بوده است

چون محتشم نبوده به گرد درت دوان

مخصوص خدمت از همه بابت که بوده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶چو ناز او به میان تیغ دلستانی بست
  2. شمارهٔ ۸۷گفتمش تیر تو خواهد به دل زار نشست
  3. شمارهٔ ۸۸منتظری عمرها گر بگذاری نشست
  4. شمارهٔ ۸۹آن چه هر شب بگذرد از چرخ فریاد منست
  5. شمارهٔ ۹۰دوست با من دشمن و با دشمن من گشته دوست
  6. شمارهٔ ۹۱نهال گلشن دل نخل نو رسیدهٔ اوست
  7. شمارهٔ ۹۲حکمی که همچو آب روان در دیار اوست
  8. شمارهٔ ۹۳گل چهره‌ای که مرغ دلم صید دام اوست
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.