پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱

آن که بزم غیر را روشن چو گلشن کرده است

می‌تواند کرد با او آن چه با من کرده است

عنقریب از گریه نابینا چو دیگر چشمهاست

دیده‌ای کان سست عهد امروز روشن کرده است

کرده در چشم رقیب بوم سیرت آشیان

شاهباز من عجب جائی نشیمن کرده است

یک جهت تا دیده‌ام با غیر آن بی‌درد را

غیرتم از صد جهت راضی به مردن کرده است

مردهٔ ما راهنوز از اختلاط اوست عار

کان مسیحا دم ز وصلش روح در تن کرده است

وه که شد آلوده دامان آن که در تمکین حسن

خنده بر مستوری صد پاکدامن کرده است

محتشم رخش ترقی بین که آن رعنا سوار

آهوی شیرافکنش را روبه افکن کرده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳از عاشقان حوالی آن خانه پر شده است
  2. شمارهٔ ۸۴امشب دگر حریف شرابت که بوده است
  3. شمارهٔ ۸۵کمر به کین تو ای دل چو یار جانی بست
  4. شمارهٔ ۸۶چو ناز او به میان تیغ دلستانی بست
  5. شمارهٔ ۸۷گفتمش تیر تو خواهد به دل زار نشست
  6. شمارهٔ ۸۸منتظری عمرها گر بگذاری نشست
  7. شمارهٔ ۸۹آن چه هر شب بگذرد از چرخ فریاد منست
  8. شمارهٔ ۹۰دوست با من دشمن و با دشمن من گشته دوست
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.