پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶

نقد غمت که حاصل دنیا و دین ماست

گنج خرابهٔ دل اندوهگین ماست

یاد تو زود چون رود از دل که همرهش

در اولین قدم نفس آخرین ماست

به خاک درگهت چه تفاوت اگر نهیم

سر بر زمین که کوی بلا سرزمین ماست

از کینه جوئی تو شکایت کنم چرا

کز شوخی آن چه نیست به یاد تو کین ماست

از توسن هوس ز ازل چون پیاده‌ایم

رخش مراد تا به ابد زیر زین ماست

نور جبین ما نه ز تاثیر طاعت است

داغی کهن ز لاله رخی بر جبین ماست

ای مرغ دل حذر که خدنگ افکنی عجیب

از ابروان کشیده کمان در کمین ماست

در بزم او همیشه ملولم که ناگهان

افتد به فکر او که چرا همنشین ماست

تا می‌کنیم محتشم از لعل او سخن

ملک سخن تمام به زیر نگین ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸روی تو که اختر زمین است
  2. شمارهٔ ۷۹پای یکی به علت ادبار نارواست
  3. شمارهٔ ۸۰غمزه کز قوت حسنت دو کمان ساخته است
  4. شمارهٔ ۸۱آن که بزم غیر را روشن چو گلشن کرده است
  5. شمارهٔ ۸۲حرف عشقت مگر امشب ز یکی سرزده است
  6. شمارهٔ ۸۳از عاشقان حوالی آن خانه پر شده است
  7. شمارهٔ ۸۴امشب دگر حریف شرابت که بوده است
  8. شمارهٔ ۸۵کمر به کین تو ای دل چو یار جانی بست
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.