پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸

روی تو که اختر زمین است

رشگ مه آسمان نشین است

قدت که بلای راستان است

کاهندهٔ سرو راستین است

اندام تو زیر پیرهن نیز

سوزندهٔ برگ یاسمین است

چشم سیهت به تیغ مژگان

گردنزن آهوان چین است

خال تو که هست نقطهٔ کفر

انگشت نمای اهل دین است

دشنام تو زان لبان شیرین

زهریست که غرق انگبین است

آن غمزه که گرم چشم‌بندی است

بازی ده عقل دوربین است

خاک در بنده کمینت

تاج سر بنده کمین است

در دیدهٔ محتشم خیالت

نقشی است که در ته نگین است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰غمزه کز قوت حسنت دو کمان ساخته است
  2. شمارهٔ ۸۱آن که بزم غیر را روشن چو گلشن کرده است
  3. شمارهٔ ۸۲حرف عشقت مگر امشب ز یکی سرزده است
  4. شمارهٔ ۸۳از عاشقان حوالی آن خانه پر شده است
  5. شمارهٔ ۸۴امشب دگر حریف شرابت که بوده است
  6. شمارهٔ ۸۵کمر به کین تو ای دل چو یار جانی بست
  7. شمارهٔ ۸۶چو ناز او به میان تیغ دلستانی بست
  8. شمارهٔ ۸۷گفتمش تیر تو خواهد به دل زار نشست
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.