پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳

خط ز رخت سر کشید سرکشی ای گل بس است

وقت نوازش رسید ناز و تغافل بس است

نخل تو شد میوهٔ ریز از تو ندیدم بری

جامه چو گل میدرم صبر و تحمل بس است

در ره مرغ دلم حلقه مکن زلف را

بر سر سرو قدت حلقهٔ کاکل بس است

سایه ز خود گو ببر غیر تو گر خود هماست

چتر همایون گل بر سربلبل بس است

تا ز نشاط افکنم غلغله در بزم انس

از می نابم به گوش یک دو سه غلغل بس است

چند کشی محتشم بار تکبر ز خلق

پشت تحمل خمید عجز تنزل بس است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵این صید هنوز نیم رام است
  2. شمارهٔ ۷۶نقد غمت که حاصل دنیا و دین ماست
  3. شمارهٔ ۷۷بر درت کانجا سیاست مانع از داد من است
  4. شمارهٔ ۷۸روی تو که اختر زمین است
  5. شمارهٔ ۷۹پای یکی به علت ادبار نارواست
  6. شمارهٔ ۸۰غمزه کز قوت حسنت دو کمان ساخته است
  7. شمارهٔ ۸۱آن که بزم غیر را روشن چو گلشن کرده است
  8. شمارهٔ ۸۲حرف عشقت مگر امشب ز یکی سرزده است
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.