پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲

آهوی چشم بتان چشم تو را نخجیر است

چشم صید افکن تو آهوی آهو گیر است

کرده تیر نگهت را سبک آهنگ به جان

صف مژگان درازت که پر آن تیر است

رتبهٔ عشق رقیب از نگهش یافته‌ای

که ز نظارهٔ او رنگ تو بی‌تغییر است

تا خطت یافته تحریر رخ ساده رخان

پیش رخسار تو خطیست که بی‌تحریر است

کرده صد کار فزون در دل تو نالهٔ من

چه کند آن چه نکرد است همین تاثیر است

در مهمات اسیران که به جان در گروند

آن چه تقصیر مرا نیست تو را تقصیر است

محتشم کرد سراغ دل ازان سلسله مو

گفت دیوانگی کرده و در زنجیر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴از اشگ گرم چشم ترم کان آتش است
  2. شمارهٔ ۷۵این صید هنوز نیم رام است
  3. شمارهٔ ۷۶نقد غمت که حاصل دنیا و دین ماست
  4. شمارهٔ ۷۷بر درت کانجا سیاست مانع از داد من است
  5. شمارهٔ ۷۸روی تو که اختر زمین است
  6. شمارهٔ ۷۹پای یکی به علت ادبار نارواست
  7. شمارهٔ ۸۰غمزه کز قوت حسنت دو کمان ساخته است
  8. شمارهٔ ۸۱آن که بزم غیر را روشن چو گلشن کرده است
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.