پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱

با خط آن سلطان خوبان را جمالی دیگر است

بسته هر موی او صاحب کمالی دیگر است

نیست در بتخانهٔ مارا غیر فکر روی دوست

ما درین فکریم و مردم را خیالی دیگر است

پیش رویت چون به یک دم جان ندادیم از نشاط

هردم از روی تو ما را انفعالی دیگر است

گر بود ما را دو عید از دیدنت نبود بعید

زان که هر طاقی ز ابرویت هلالی دیگر است

سگ از آن کس به که چون شد با غزالی آشنا

باز چشمش در پی وحشی غزالی دیگر است

محتشم چون هر زمان حالی دگر دارد ز عشق

هر غزل از گفتهٔ او حسب و حالی دیگر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳خط ز رخت سر کشید سرکشی ای گل بس است
  2. شمارهٔ ۷۴از اشگ گرم چشم ترم کان آتش است
  3. شمارهٔ ۷۵این صید هنوز نیم رام است
  4. شمارهٔ ۷۶نقد غمت که حاصل دنیا و دین ماست
  5. شمارهٔ ۷۷بر درت کانجا سیاست مانع از داد من است
  6. شمارهٔ ۷۸روی تو که اختر زمین است
  7. شمارهٔ ۷۹پای یکی به علت ادبار نارواست
  8. شمارهٔ ۸۰غمزه کز قوت حسنت دو کمان ساخته است
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.