پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰

تو را بسوی رقیبان گذار بسیار است

ز رهگذار تو بر دل غبار بسیار است

تو از صفا گل بی‌خاری ای نگار ولی

چه سود از این که بگرد تو خار بسیار است

مرا به وسعت مشرب چنین به تنگ میار

که ملک حسن وسیع است و یار بسیار است

ستم مکن که به نخجیر گاه حسن ز تو

شکار پیشه‌تر اندر شکار بسیار است

به حد خویش کن ای دل سخن که چون تو شکار

فتاده در ره آن شهسوار بسیار است

بناز بار تمنای او بکش که هنوز

به زیر بار غمش بردبار بسیار است

صبا به لطف برانگیز گردی از ره دوست

که دیده‌ها به ره انتظار بسیار است

بگو بیا و بگردان عنان ز وادی ناز

که در رهت دل امیدوار بسیار است

هنوز چون مگس و مور ز آدمی و پری

بخوان حسن تو را ریزه‌خوار بسیار است

به یک خزان مکن از حسن خویش قطع امید

که گلستان تو را نوبهار بسیار است

برون منه قدم از راه دلبری که هنوز

چو محتشم به رهت خاکسار بسیار است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲آهوی چشم بتان چشم تو را نخجیر است
  2. شمارهٔ ۷۳خط ز رخت سر کشید سرکشی ای گل بس است
  3. شمارهٔ ۷۴از اشگ گرم چشم ترم کان آتش است
  4. شمارهٔ ۷۵این صید هنوز نیم رام است
  5. شمارهٔ ۷۶نقد غمت که حاصل دنیا و دین ماست
  6. شمارهٔ ۷۷بر درت کانجا سیاست مانع از داد من است
  7. شمارهٔ ۷۸روی تو که اختر زمین است
  8. شمارهٔ ۷۹پای یکی به علت ادبار نارواست
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.