پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

به عزم رقص چو آن فتنه زمین برخاست

بر آسمان ز لب غیب‌افرین برخاست

به بزم شعلهٔ ناز بتان جلوه فروش

فرو نشست چو آن سرو نازنین برخاست

فکار گشت ز بس آفرین لب گردون

به قصد جلوه چو آن جلوه‌آفرین برخاست

کرشمه سلسله جنبان قید دلها گشت

ز باد جلوه چو آن جعد عنبرین برخاست

بلا به زود لب انبساط خندان شد

اگرچه دیر ز ابروی ناز چین برخاست

به آرمیدگیش گرچه شد عزیمت رقص

ز جا نخاسته آرام از زمین برخاست

چو داد جلوهٔ آشوب خیز داد و نشست

فغان ز محتشم والهٔ حزین برخاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷رخت که صورت صنع آشکار از آن پیداست
  2. شمارهٔ ۶۸با من بدی امروز زاطوار تو پیداست
  3. شمارهٔ ۶۹گویِ میدانِ محبت سَرِ اهل نظر است
  4. شمارهٔ ۷۰تو را بسوی رقیبان گذار بسیار است
  5. شمارهٔ ۷۱با خط آن سلطان خوبان را جمالی دیگر است
  6. شمارهٔ ۷۲آهوی چشم بتان چشم تو را نخجیر است
  7. شمارهٔ ۷۳خط ز رخت سر کشید سرکشی ای گل بس است
  8. شمارهٔ ۷۴از اشگ گرم چشم ترم کان آتش است
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.