پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی

محتشم کاشانی

غزلیات

۶۰۱ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ آن شاه ملک دل ستم از من دریغ داشت
  2. شمارهٔ ۱۲۲ بس که مجنون الفتی با مردم دنیا نداشت
  3. شمارهٔ ۱۲۳ خاطری جمع ز شبه آن که تو میدانی داشت
  4. شمارهٔ ۱۲۴ بعد چندین انتظار آن مه به خاک ما گذشت
  5. شمارهٔ ۱۲۵ فغان که همسفر غیر شد حبیب و برفت
  6. شمارهٔ ۱۲۶ ناله چندان ز دلم راه فلک دوش گرفت
  7. شمارهٔ ۱۲۷ بردوش آن قدر دل من بار غم گرفت
  8. شمارهٔ ۱۲۸ حسن پری جلوه کرد دیو جنونم گرفت
  9. شمارهٔ ۱۲۹ بود شهری و مهی آن نیز محمل بست و رفت
  10. شمارهٔ ۱۳۰ یارم طریق سرکشی از سر گرفت و رفت
  11. شمارهٔ ۱۳۱ شهریار من مرا پابست هجران کرد و رفت
  12. شمارهٔ ۱۳۲ با رقیب آمد و این غمکده را در زد و رفت
  13. شمارهٔ ۱۳۳ خاست غوغائی و زیبا پسری آمد و رفت
  14. شمارهٔ ۱۳۴ چابکسواری آمد و لعبی نمود و رفت
  15. شمارهٔ ۱۳۵ زانطره دل سوی ذقنت رفته رفته رفت
  16. شمارهٔ ۱۳۶ بی‌پرده برآئی چو به صحرای قیامت
  17. شمارهٔ ۱۳۷ زین نقش‌خانه کی من دیوانه جویمت
  18. شمارهٔ ۱۳۸ کدام سرو ز سنبل نهاده بند به پایت
  19. شمارهٔ ۱۳۹ به قصد جان من در جلوه آمد قد رعنایت
  20. شمارهٔ ۱۴۰ زهی گشوده کمند بلا سلاسل مویت
  21. شمارهٔ ۱۴۱ عمرها فکر وصال تو عبث بود عبث
  22. شمارهٔ ۱۴۲ دادم از دست برون دامن دلبر به عبث
  23. شمارهٔ ۱۴۳ سالها از پی وصل تو دویدم به عبث
  24. شمارهٔ ۱۴۴ زهی طغیان حسنت بر شکیب کار من باعث
  25. شمارهٔ ۱۴۵ گلخنیان تو را نیست به بزم احتیاج
  26. شمارهٔ ۱۴۶ گر به دردم نرسد آن بت غافل چه علاج
  27. شمارهٔ ۱۴۷ اغیار را به صحبت جانان چه احتیاج
  28. شمارهٔ ۱۴۸ درختان تا شوند از باد گاهی راست گاهی کج
  29. شمارهٔ ۱۴۹ زهی ز تو دل ناوک سزای من مجروح
  30. شمارهٔ ۱۵۰ به زبان خرد این نکته صریح است صریح
  31. شمارهٔ ۱۵۱ ای لبت زنده کرده نام مسیح
  32. شمارهٔ ۱۵۲ دوش گفتند سخنها ز زبان تو صریح
  33. شمارهٔ ۱۵۳ غیر مگذار که در بزم تو آید گستاخ
  34. شمارهٔ ۱۵۴ زهی به دور تو آئین دلبران منسوخ
  35. شمارهٔ ۱۵۵ ای تو مجموعهٔ شوخی و سراپای تو شوخ
  36. شمارهٔ ۱۵۶ چو یار تیغ ستیز از نیام کین بدر آرد
  37. شمارهٔ ۱۵۷ رفتی جهان پناها اقبال رهبرت باد
  38. شمارهٔ ۱۵۸ زندگانی بی غم عشق بتان یکدم مباد
  39. شمارهٔ ۱۵۹ شهریارا صاحبا رفتی خدا یار تو باد
  40. شمارهٔ ۱۶۰ دل مایل تو شد که سیه رو چو دیده باد
  41. شمارهٔ ۱۶۱ تا اختیار خود به رقیب آن نگار داد
  42. شمارهٔ ۱۶۲ خلل به دولت خان جهانستان مرساد
  43. شمارهٔ ۱۶۳ روزگاری رفت و از ما نامدت یک بار یاد
  44. شمارهٔ ۱۶۴ چو تو را به قصد جولان سم بادپا بجنبد
  45. شمارهٔ ۱۶۵ نخواهم از جمال عالم آشوبت نقاب افتد
  46. شمارهٔ ۱۶۶ دلی دارم که از تنگی درو جز غم نمی‌گنجد
  47. شمارهٔ ۱۶۷ دلم از غمش چه گویم که ره نفس ندارد
  48. شمارهٔ ۱۶۸ فضای کلبهٔ فقر آن قدر صفا دارد
  49. شمارهٔ ۱۶۹ تنی زلال‌وش آن سرو گل قبا دارد
  50. شمارهٔ ۱۷۰ سبک جولان سمندی کان پری در زیر ران دارد
  51. شمارهٔ ۱۷۱ به پیش اختر حسن تو مهر تاب ندارد
  52. شمارهٔ ۱۷۲ کدام صحبت پنهان تو را چنین دارد
  53. شمارهٔ ۱۷۳ دیگر که هوای گل خودروی تو دارد
  54. شمارهٔ ۱۷۴ طبیب من ز هجر خود مرارنجور می‌دارد
  55. شمارهٔ ۱۷۵ مرا خیال تو شبها به خواب نگذارد
  56. شمارهٔ ۱۷۶ چند عمرم در شب هجران به ماتم بگذرد
  57. شمارهٔ ۱۷۷ بس که روز و شبم از دل سپه غم گذرد
  58. شمارهٔ ۱۷۸ شبی که بر دلم آن ماه پاره می‌گذرد
  59. شمارهٔ ۱۷۹ روز محشر که خدا پرسش ما خواهد کرد
  60. شمارهٔ ۱۸۰ فلک به من نفسی گرچه سر گرانش کرد

متن اشعار به نقل از گنجور.