پرش به محتوای اصلی
جامی

جامی

غزلیات

۴۹۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۰۱ ساقیا خیز کز محول حال
  2. شمارهٔ ۳۰۲ مرا تا کی جگرخون داری ای دل
  3. شمارهٔ ۳۰۳ دارد آن سرو گل اندام معنبر کاکل
  4. شمارهٔ ۳۰۴ شدم در گوشه میخانه محرم
  5. شمارهٔ ۳۰۵ چون ز فیض رشحات نم باران قدم
  6. شمارهٔ ۳۰۶ ایها الساقی ادر کأس المدام
  7. شمارهٔ ۳۰۷ صبح است و از خمار شبم مانده تلخکام
  8. شمارهٔ ۳۰۸ بر اوج حسن روی تو ماهی بود تمام
  9. شمارهٔ ۳۰۹ بنشین دمی که پیش رخت زاریی کنم
  10. شمارهٔ ۳۱۰ من آن نیم که پی حفظ اعتقاد عوام
  11. شمارهٔ ۳۱۱ امر علی بالیات الخیام
  12. شمارهٔ ۳۱۲ که گوید سلام من مستهام
  13. شمارهٔ ۳۱۳ بی تو دارم ز جدا مردن بیم
  14. شمارهٔ ۳۱۴ به چشم تو زینسان که صیدی حقیرم
  15. شمارهٔ ۳۱۵ وه که از پای درافکند غم آن پسرم
  16. شمارهٔ ۳۱۶ به خاک درت ریخت اشک امشبم
  17. شمارهٔ ۳۱۷ دادیم دست چو دیدی به ره خود پستم
  18. شمارهٔ ۳۱۸ چون تاب نیاری که به تو دیده فروزم
  19. شمارهٔ ۳۱۹ ایستاده به سر از آه دمادم دودم
  20. شمارهٔ ۳۲۰ نیست جز رخ به کف پای تو سودن هوسم
  21. شمارهٔ ۳۲۱ نشان پای سگانت که بر زمین بینم
  22. شمارهٔ ۳۲۲ خیزید حریفان که به میخانه درآییم
  23. شمارهٔ ۳۲۳ شدم به باغ که کنج فراغتی جویم
  24. شمارهٔ ۳۲۴ ز سجده ای که نباشد در ابرویت رویم
  25. شمارهٔ ۳۲۵ دردا که درآمد به درت پای به سنگم
  26. شمارهٔ ۳۲۶ چو دست بی تو بدین چشم اشکبار برم
  27. شمارهٔ ۳۲۷ گناه عشق بتان گرچه ساخت نامه سیاهم
  28. شمارهٔ ۳۲۸ چهره زرد ز خون بسته جگر ته به تهم
  29. شمارهٔ ۳۲۹ ای نوجوان که دل به کمند تو بسته‌ام
  30. شمارهٔ ۳۳۰ دیده از جلوه بتان بستیم
  31. شمارهٔ ۳۳۱ شب که سر از حلقه سلک سگانت برزنم
  32. شمارهٔ ۳۳۲ عید فطر است بیا تا به می افطار کنیم
  33. شمارهٔ ۳۳۳ نی ماه منظری که نظربازیی کنم
  34. شمارهٔ ۳۳۴ خوش آنکه روی توبینم در اضطراب شوم
  35. شمارهٔ ۳۳۵ به دل دردی عجب دارم نمی‌دانم که چون گریم
  36. شمارهٔ ۳۳۶ یار ما یار دگر کرد چه تدبیر کنیم
  37. شمارهٔ ۳۳۷ برخیز تا به عزم تماشا برون رویم
  38. شمارهٔ ۳۳۸ بی رخت چون به چمن راه کنم
  39. شمارهٔ ۳۳۹ هر چند جز فریب و فسونت نیافتم
  40. شمارهٔ ۳۴۰ چاره عشق تو صبر است ندانم چه کنم
  41. شمارهٔ ۳۴۱ ز هجران مرده ام جانا نپنداری که جان دارم
  42. شمارهٔ ۳۴۲ یار نی روی به گلشن چه کنم
  43. شمارهٔ ۳۴۳ مهر رخسار تو دارم که جفای تو کشم
  44. شمارهٔ ۳۴۴ از در صومعه آن به که قدم بازکشیم
  45. شمارهٔ ۳۴۵ در ره تو ز دیده پا کردم
  46. شمارهٔ ۳۴۶ به هیچ مسجد و محراب بی تو رو نکنم
  47. شمارهٔ ۳۴۷ دی تجربة المداد کردم
  48. شمارهٔ ۳۴۸ نه نگاری که دل و جان به غمش یارکنم
  49. شمارهٔ ۳۴۹ به عزم کعبه سفر گفتم اختیار کنم
  50. شمارهٔ ۳۵۰ تا کی آرام دل بی خبرانت بینم
  51. شمارهٔ ۳۵۱ نمی خواهم که با کس راز آن پیمان گسل گویم
  52. شمارهٔ ۳۵۲ به بزم عشق بتان را چو نام می گویم
  53. شمارهٔ ۳۵۳ بیخود فتم هرجا روان آن قد رعنا بنگرم
  54. شمارهٔ ۳۵۴ چون خرامان قدت ای سرو دلارا بنگرم
  55. شمارهٔ ۳۵۵ تا کی از گریه پا به گل باشم
  56. شمارهٔ ۳۵۶ خوشا وقتی که از خود رسته باشیم
  57. شمارهٔ ۳۵۷ ساقی بیا که دیگر زین گفت و گو بجانم
  58. شمارهٔ ۳۵۸ ز جوش باده چو گرددترانه گو لب خم
  59. شمارهٔ ۳۵۹ زخط سبز خطان سبزه چون کند شادم
  60. شمارهٔ ۳۶۰ برخیز تا به جانب گلشن گذر کنیم

متن اشعار به نقل از گنجور.