پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۱

ساقیا خیز کز محول حال

روز عشرت نهاد روبه زوال

روزه خواهد حجاب ما گشتن

از شراب حرام و نقل حلال

چون رسد دور من عنایت کن

آنچنان کاسه های مالامال

که رساند ز سلخ شعبانم

مست طافح به غره شوال

مستی حال من شود که برد

ذکر ماضی و فکر استقبال

مطربا عود خوشنوا طفلیست

جا دهش در کنار چون اطفال

تا درآید به ناله طفل آسا

گوش او را به دست لطف بمال

ناله او مرا به کشور جان

برد از تنگنای حس و خیال

در هوای فضای فقر و فنا

طایر همتم زند پر و بال

به مقامی رسم که چون جامی

قدسیان از نشیمن اقبال

در من آورده روی خود گویند

مرحبا تعال تعال

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۳دارد آن سرو گل اندام معنبر کاکل
  2. شمارهٔ ۳۰۴شدم در گوشه میخانه محرم
  3. شمارهٔ ۳۰۵چون ز فیض رشحات نم باران قدم
  4. شمارهٔ ۳۰۶ایها الساقی ادر کأس المدام
  5. شمارهٔ ۳۰۷صبح است و از خمار شبم مانده تلخکام
  6. شمارهٔ ۳۰۸بر اوج حسن روی تو ماهی بود تمام
  7. شمارهٔ ۳۰۹بنشین دمی که پیش رخت زاریی کنم
  8. شمارهٔ ۳۱۰من آن نیم که پی حفظ اعتقاد عوام
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.