پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۶

خوشا وقتی که از خود رسته باشیم

به وقت بیخودان پیوسته باشیم

ازان دامی که جز مردان نجستند

به همتهای ایشان جسته باشیم

کشیده رخت خود از کوی هستی

به کنج نیستی بنشسته باشیم

خلیل آسا به نیروی قناعت

بتان حرص را بشکسته باشیم

به بند عشق محکم کرده پیوند

همه پیوندها بگسسته باشیم

چو برناید امیدی از در خلق

در امید برخود بسته باشیم

به سرناید به سرعت جامی این راه

بیا تا بعد ازین آهسته باشیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۸ز جوش باده چو گرددترانه گو لب خم
  2. شمارهٔ ۳۵۹زخط سبز خطان سبزه چون کند شادم
  3. شمارهٔ ۳۶۰برخیز تا به جانب گلشن گذر کنیم
  4. شمارهٔ ۳۶۱هر دم از کوی تو خواهم من شیدا بروم
  5. شمارهٔ ۳۶۲برون خرام که تا در ره تو خاک شوم
  6. شمارهٔ ۳۶۳کردی ز راندگان در خود شماره ام
  7. شمارهٔ ۳۶۴خوش آنکه آینه سان رو به روی آن پسر افتم
  8. شمارهٔ ۳۶۵از نهانخانه وصل تو جدا افتادم
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.