پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۰

برخیز تا به جانب گلشن گذر کنیم

پیش سنان خار غم از گل سپر کنیم

چون غنچه لب به خنده گشاییم در چمن

خونهای بسته ته به ته از دل بدر کنیم

حاضر کنیم لاله و نرگس به بزم خویش

زان ساغر عقیق وز این جام زر کنیم

چندان خوریم می که چو نرگس به پای گل

فردای حشر مست سر از خاک برکنیم

شاهد چه حاجت است چنین کز درخت گل

گلچهره ای بپاست به هر سو نظر کنیم

جامی بیا و دفتر خود باز کن چو گل

تا گفت و گوی مجلسیان مختصر کنیم

بگرفت طبع باده پرستان ز نقل خشک

از دفتر تو نقل غزلهای تر کنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۲برون خرام که تا در ره تو خاک شوم
  2. شمارهٔ ۳۶۳کردی ز راندگان در خود شماره ام
  3. شمارهٔ ۳۶۴خوش آنکه آینه سان رو به روی آن پسر افتم
  4. شمارهٔ ۳۶۵از نهانخانه وصل تو جدا افتادم
  5. شمارهٔ ۳۶۶گر ز بار غم هجر تو به تنگ است دلم
  6. شمارهٔ ۳۶۷ای روشن از فروغ رخت خانه دلم
  7. شمارهٔ ۳۶۸من بسی خوبان عالم دیده ام
  8. شمارهٔ ۳۶۹روز مردن کز وصال دوستان دل برکنم
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.