پرش به محتوای اصلی
جامی

جامی

غزلیات

۴۹۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۲۴۱ سحر چون ابر نیسان سایه بان بر کشتزاران زد
  2. شمارهٔ ۲۴۲ بیا که خسته دلان را تویی معاد و معاذ
  3. شمارهٔ ۲۴۳ معنی الوجود فی صورالکون قد ظهر
  4. شمارهٔ ۲۴۴ شمت برقا یلوح للاسرار
  5. شمارهٔ ۲۴۵ گر همچو عود جا دهدم یار در کنار
  6. شمارهٔ ۲۴۶ اگر پرده برخیزد از روی کار
  7. شمارهٔ ۲۴۷ زهی نور تو از هر ذره ظاهر
  8. شمارهٔ ۲۴۸ تو نور مطلقی و دیگران مجالی نور
  9. شمارهٔ ۲۴۹ کار من آمد به جان از یار دور
  10. شمارهٔ ۲۵۰ مکن در کشتنم زین بیش تقصیر
  11. شمارهٔ ۲۵۱ نشستی دور ازین مشتاق مهجور
  12. شمارهٔ ۲۵۲ ز ره ملغز چو پرسم تو را به رسم لغز
  13. شمارهٔ ۲۵۳ با جگر سوختگان یار نبودی هرگز
  14. شمارهٔ ۲۵۴ عمر بگذشت و رخت سیر ندیدم هرگز
  15. شمارهٔ ۲۵۵ چون بامداد بینمت ای ماه دلفروز
  16. شمارهٔ ۲۵۶ خالیست ازان رشک پری خانه ام امروز
  17. شمارهٔ ۲۵۷ از شوق تو شوریست عجب در سرم امروز
  18. شمارهٔ ۲۵۸ لله الحمد آن جان و جهان آمد باز
  19. شمارهٔ ۲۵۹ نبود عروس ملک سزای کنار و بوس
  20. شمارهٔ ۲۶۰ صوفی از زنگ سوی آیینه دل بتراش
  21. شمارهٔ ۲۶۱ برکنار طاس گردون زد هلال انگشت دوش
  22. شمارهٔ ۲۶۲ مه اشترسوار من که شد رخش فلک پستش
  23. شمارهٔ ۲۶۳ خاکیست زر که رنگ دهد پرتو خورش
  24. شمارهٔ ۲۶۴ کمانداری که در قتلم بود تعجیل تأخیرش
  25. شمارهٔ ۲۶۵ نازک اندامی که هست آسیب تن پیراهنش
  26. شمارهٔ ۲۶۶ آن که بر خیل بتان ساخت خدا پادشهش
  27. شمارهٔ ۲۶۷ جان و دل پیوند کن با یار بی مانند خویش
  28. شمارهٔ ۲۶۸ دادی ز لطف خوی مرا با وصال خویش
  29. شمارهٔ ۲۶۹ ای دل متاع جان به لب لعل یار بخش
  30. شمارهٔ ۲۷۰ ای کرده ز حال من فراموش
  31. شمارهٔ ۲۷۱ بتی که از همه پوشیده ماند لطف تنش
  32. شمارهٔ ۲۷۲ برلب رسید جان که به جانان فرستمش
  33. شمارهٔ ۲۷۳ از یمن عشق سوره یوسف به حکم نص
  34. شمارهٔ ۲۷۴ هست خالی ز سبحه دست خواص
  35. شمارهٔ ۲۷۵ جوهر وجود عشق بود مابقی غرض
  36. شمارهٔ ۲۷۶ تا کی ای خواجه مهندس سخن نقطه و خط
  37. شمارهٔ ۲۷۷ به کام نفس ز جام فنا نیابی حظ
  38. شمارهٔ ۲۷۸ آفتابی تو و اعیان وجودت مطلع
  39. شمارهٔ ۲۷۹ جبین نظم حسن رخت راست مطلع
  40. شمارهٔ ۲۸۰ مجلسی خواهم تهی از صلح و خالی از نزاع
  41. شمارهٔ ۲۸۱ سحر که صوفی صبح از نشیمن ابداع
  42. شمارهٔ ۲۸۲ مرا دلیست ز تن غافل و ز جان فارغ
  43. شمارهٔ ۲۸۳ گرچه سوزد دل پروانه ز سودای چراغ
  44. شمارهٔ ۲۸۴ به ساعد تا نهاد آن سیمبر داغ
  45. شمارهٔ ۲۸۵ چند سوال ای پسر که چیست تصوف
  46. شمارهٔ ۲۸۶ آن تهیدست چه خوش گفت می لعل به کف
  47. شمارهٔ ۲۸۷ به از کدورت زهد ریاست باده صاف
  48. شمارهٔ ۲۸۸ زهی دهان تو کام شکرلبان شگرف
  49. شمارهٔ ۲۸۹ میل شکل ابرویت دارم درین فیروزه طاق
  50. شمارهٔ ۲۹۰ چون جمال خود هم اندر خود تماشا کرد عشق
  51. شمارهٔ ۲۹۱ بیا ای آرزوی جان عاشق
  52. شمارهٔ ۲۹۲ هر خزان آیدم از رنگ رزان بوی فراق
  53. شمارهٔ ۲۹۳ ای در سماع عشق تو تسبیح خوان ملک
  54. شمارهٔ ۲۹۴ در نعت بقا نیست کسی با تو مشارک
  55. شمارهٔ ۲۹۵ مراست از تب عشق تو جان آتشناک
  56. شمارهٔ ۲۹۶ بیا ای ز سر تا قدم جان پاک
  57. شمارهٔ ۲۹۷ ای خط و لب تو را به هم نزدیک
  58. شمارهٔ ۲۹۸ محتسب در دست سنگ انداخت در خمخانه چنگ
  59. شمارهٔ ۲۹۹ قد راقنی جمالک یا راکب الجمل
  60. شمارهٔ ۳۰۰ حادی عشق اگر راز تو گوید به جبل

متن اشعار به نقل از گنجور.