پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۶

تا کی ای خواجه مهندس سخن نقطه و خط

در خط و کون و مکان نقطه عشق است فقط

نقطه خط گشته و خط حرف شده حرف حروف

گه به تبدیل صور گاه به تغییر نقط

هرچه بر لوح شهود تو بجز نقطه اصل

نقش بسته ست فروشوی که سهو است و غلط

نقطه دان نقطه نگر نقطه شوآخر که جز این

هر چه خواهی که کنی موجب بعد است و سخط

آب چون دور ز دریاست فرات است و شط است

چون رسد باز به دریا نه فرات است و نه شط

کاهلی کافری و گر مروی شیطنت است

روش کعبه روان نیست بجز سیر وسط

جامی از چاه طبیعت بدرآ تا بینی

سر« لودلی حبل لعلی الله هبط »

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۸آفتابی تو و اعیان وجودت مطلع
  2. شمارهٔ ۲۷۹جبین نظم حسن رخت راست مطلع
  3. شمارهٔ ۲۸۰مجلسی خواهم تهی از صلح و خالی از نزاع
  4. شمارهٔ ۲۸۱سحر که صوفی صبح از نشیمن ابداع
  5. شمارهٔ ۲۸۲مرا دلیست ز تن غافل و ز جان فارغ
  6. شمارهٔ ۲۸۳گرچه سوزد دل پروانه ز سودای چراغ
  7. شمارهٔ ۲۸۴به ساعد تا نهاد آن سیمبر داغ
  8. شمارهٔ ۲۸۵چند سوال ای پسر که چیست تصوف
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.